Rumi /16

https://blog.streetwriters.co/media/posts/89/responsive/Jacqueline-Thompson-20-xl.jpg

کمیاب ترین جوهر گل رز در خارهای آن زندگی می کند

مولانا / غزل  ۱۹۱۹

عشق است بر آسمان پریدن

صد پرده به هر نفس دریدن

اول نفس از نفس گسستن

اول قدم از قدم بریدن

نادیده گرفتن این جهان را

مر دیده خویش را بدیدن

گفتم که دلا مبارکت باد

در حلقه عاشقان رسیدن

ز آن سوی نظر نظاره کردن

در کوچه سینه‌ها دویدن

ای دل ز کجا رسید این دم

ای دل ز کجاست این طپیدن

ای مرغ بگو زبان مرغان

من دانم رمز تو شنیدن

دل گفت به کار خانه بودم

تا خانه آب و گل پریدن

از خانه صنع می پریدم

تا خانه صنع آفریدن

چون پای نماند می کشیدند

چون گویم صورت کشیدن؟

Rumi Quote /15

مولانا / غزل شماره یک

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

ای آتشی افروخته، در بیشه اندیشه‌ها

امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی

بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا

خورشید را حاجب تویی ، اومید را واجب تویی

مطلب تویی طالب تویی ، هم منتها هم مبتدا

در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته

هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا

Rumi Quote  /14

عاشقان مکان های مخفی را درون این دنیای خشن

پیدا می کنند.

جایی که آنها با " زیبایی" معامله انجام دهند.

هر قلب شکسته‌ای، درد و رنج خاص خودش را دارد و هیچ‌کدام مانند دیگری نیست. این دردهای شخصی، به گونه‌ای ما را به درک چیزی بزرگ‌تر یا معنوی‌تر می‌رساند. یعنی وقتی دل‌شکسته‌ایم، ممکن است به طرز ناخودآگاه به جنبه‌های عمیق‌تر یا روحانی زندگی پی ببریم. @Beingandnot

برگرفته از
گزیده هایی از مولانا