کار من اینست که کاریم نیست

عاشقم از عشق تو عاریم نیست

در تک این بحر چه خوش گوهری!

که مثل موج قراریم نیست

بر لب بحر تو مقیمم مقیم

مست لبم گرچه کناریم نیست

خویش من آن است که از عشق زاد

خوشتر از این خویش و نگاریم نیست